الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
515
الغدير ( فارسى )
شايسته نيست جز براى آنكس كه عصمتش محرز و اطاعت از او واجب باشد . بنابراين دلايل و براهين ، ثابت و محقّق است كه على ، رضى اللّه عنه ، تنها وصىّ است و وصايت او از طرف رسول خدا منصوص است و خلافت آنكس كه بر او پيشى گرفت ، معصيت و نافرمانى خداست . در اينجا افتراى مدعى تمام شد . پيش از اين احاديث صحيح و حسن از نظر گذشت و در آن احاديث تمام آنچه كه مدعى ذكر كرده ، نيست ، بلكه از آنچه ما بيان داشتيم ، حديث من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه و جملهء اللّهم وال من والاه و حديث انّ اللّه ولى المؤمنين ، و من كنت وليّه ، فهذا وليّه . اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه ، و اخذل من خذله ، و انصر من نصره از صحّت برخوردار است . همينطور از آنچه ما ياد كرديم ، روايات ذيل به صحّت پيوسته است : 1 - پيامبر به مردم فرمود : آيا مىدانيد كه من به مؤمنان از خودشان سزاوارترم ؟ گفتند : بلى ، يا رسول اللّه . فرمود : هركس من مولاى اويم ، على مولاى اوست . بارخدايا دوست بدار آن را كه او را دوست مىدارد و دشمن بدار آن را كه او را دشمن مىدارد . 2 - پيامبر فرمود : گويى كه من دعوت شدهام و دعوت حق را اجابت كردهام ؛ همانا من در ميان شما دو چيز خطير و گرانبها را بر جاى مىنهم : كتاب خدا و عترت و اهل بيتم . مراقب باشيد كه بعد از من دربارهء آن دو چگونه رفتار مىنماييد ؟ آن دو هرگز از يكديگر جدا نشوند تا در كنار حوض بر من وارد شوند . سپس فرمود : همانا خداوند مولاى من است و من ولىّ هرمومن هستم . بعد دست على را گرفت و فرمود : هركس من مولاى اويم ، اين [ على ] ولىّ اوست . بارخدايا دوست بدار آنكس را كه او را دوست دارد و دشمن بدار آنكس را كه او را دشمن دارد . 3 - پيامبر فرمود : آيا من به هرمؤمنى از خود او سزاوارتر نيستم ؟ گفتند : بلى ، هستى . در اين موقع فرمود : پس همانا اين [ على ] مولاى كسى است كه من مولاى اويم . خدايا دوستان او را دوست بدار و دشمنان او را دشمن بدار . پس از اين جريان عمر ، رضى اللّه عنه ، على را ملاقات كرد و گفت : گوارا باد ترا ، صبح را به شام آوردى در حالى كه مولاى هرمرد و زن مؤمن گشتى .